ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
قدر دست هایم را بیشتر دانستم و قدر چشم هایم را و تازه فهمیدم چه شکوهی دارد… ایستادن بر روی دو پا آن لحظه که…به زمین خوردم!!!
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
رفت و آمد ، رفت و آمد ، اینقدر رفت و آمد که از یاد برد ، چیزی به نام ماندن هم وجود دارد!
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
اینجا که سنگ روی سنگ بند نمیشود سنگ ترا به سینه میزنم
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
دوستت دارمهایت را باور میکنم! مثل امضای پایین نامه هایت که میگی خونه ولی بویه انار میده
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
هراس من از گفتن نیست ، از ناشنیده ماندن می هراسم
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
هرچـــند که از سنـــگ تـــورا ســـاخــته انـــد...... یــکـــــ روز تــو هــم می شـــکــنی ای دل مـــن ..
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
دست های زیادی به سمتم تکان داده شد اما دست های کمی بود که مرا تکانم دادند.
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
شکستن یک دل مگه چقدر قدرت می خواد که فکر کردی اون که قویتره تو هستی
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
کاش گل بودی تا به تلافی همه ی بدیهایت تو را پرپر میکردم
اگرم سر نزنه ......
13 سال و 23 روز و 9 ساعت و 44 دقيقه قبلیا دیگه براش مهم نیستی !
یا اینکه تو اولویت بندیش اومدی سطوح پایین !
یا اینکه سرش شلوغه !
که ما همون آخری رو فرض می کنیم
ایول داری....
12 سال و 11 ماه و 12 روز و 6 ساعت و 43 دقيقه قبلمَـن کهِ هَمیشه ِ بِت سَر می زَنَم
12 سال و 10 ماه و 28 روز و 5 ساعت و 6 دقيقه قبلمرسی روزیتا ..ممنونم از محبتت ...
12 سال و 10 ماه و 28 روز و 5 ساعت و 3 دقيقه قبل