ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
تو که از همه گلها خبر داری / چه خبر به من از یار من داری... ... توکه از شب مویش گذر کردی/ توکه برگل رویش نظر کردی... توکه امدی از موی او / چه خبر به من از سوی او
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
در آسمان غزل، عاشقانه بال زدم/ به شوق دیدنتان پرسه در خیال زدم/ در انزوای خیالم با تو عالمی دارم/ به لطف قول و غزل قید قیل و قال زدم
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
دوری فقط تعبیریست که فاصله ها دارند، اما بی خبرند از نزدیکی دلهایمان
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
هر سخنی که از دل برخیزد بر دل نشیند و اگر فقط از زبان خیزد از گوشها فراتر نرود.
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
از نظر انسانها سگها حیواناتی با وفا و مفید هستند.ولی از نظر گرگها، سگها گرگهایی بودند که تن به بردگی دادند تا در آسایش و رفاه زندگی کنند!
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
چقدر خوبه که من میتونم هر آنچه رو که دلم میخواد برای تو بنویسم من میتونم تا آخر عمر به نوشتن برای تو ادامه بدم حتی اگر تو هیچوقت اونو نخونی
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
همیشه به این فکر میکنم که از شکستن من چیزی نصیبت شد ؟ اگه شد خوشحالم که بیهوده نشکستم . و اگه نشد برات متاسفم چرا شکستی قلبی که مدتهابودخودشوواسه تو پرورش داده بود
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
حقیقت آن چیزی نیست که نوشته میشود. آن چیزی است که پنهان میشود.
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
حرف و گفت و صوت را بر هم زنم / تا که بی این سه با تو دم زنم
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
به پیش خلق اگر نتوانی حدیث عشق را گفتن درون سینه ی تنگم نهانی دوستت دارم به چشمان تو سوگند ای گل زیبا مرا هرچند سزاوار حریمه خود ندانی دوستت دارم
اگرم سر نزنه ......
13 سال و 20 روز و 13 ساعت و 59 دقيقه قبلیا دیگه براش مهم نیستی !
یا اینکه تو اولویت بندیش اومدی سطوح پایین !
یا اینکه سرش شلوغه !
که ما همون آخری رو فرض می کنیم
ایول داری....
12 سال و 11 ماه و 9 روز و 10 ساعت و 57 دقيقه قبلمَـن کهِ هَمیشه ِ بِت سَر می زَنَم
12 سال و 10 ماه و 25 روز و 9 ساعت و 20 دقيقه قبلمرسی روزیتا ..ممنونم از محبتت ...
12 سال و 10 ماه و 25 روز و 9 ساعت و 17 دقيقه قبل