دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حامد
مرد - متاهل
امتیاز: 970

دنبال‌شدگان

(179 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(155 کاربر)

گروه‌ها

(44 گروه)

بازدید

Galaxy
Galaxy
توسط حامد

زمین در مدار چرخش هایش دلش جای گیر است و گرنه هیچ احمقی اینگونه بیهوده نمی چرخد ...

حامد
حامد

کودکان کار پشت چراغ های شهر سبز مانده اند.

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط حامد

آخ اگه می شد اسباب اثاثیه رو جمع می کردم از این کره خاکی ؛ میرفتم تووی یه کره خاکی تر

حامد
حامد

رابطه نا مشروع کتری و قوری را که دیدیم جوش آوردیم

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط حامد

هر شب در خواب هایم با من می آیی در جاده هایی که هرگز خوابش را هم نمی دیدی ...

حامد
حامد

کالسکه کودکی من کجا جا ماند که سال ها سوار بر خر شیطان جا به جایم میکنند ...

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط حامد

سر سختی دستان من تاب لطافت دستانت را ندارد یا نرمم کن یا سر سخت شو

حامد
حامد

گاهی یک نقطه در انتهایی یک سکوت یعنی اینکه تمام شد. و تو برو دوباره از سر خط فریاد را شروع کن ...

حامد
حامد

و من همیشه از کسانی ترسیده ام که به من گفتند : از خدا بترس !

حامد
حامد

گاهی فاجعه هایی ما را نابود میکند درست همان کسی که پروازت میدهد شکارت میکند.

حامد
c7b7885443faa3253509c22c66628832.jpg حامد
در سلام

سلام

حامد
حامد

خرَد، تا به زنان میرسد… نامش میشود مکر … و مکر، تا به مردان میرسد… نامش میشود… عقل…

حامد
حامد

کسانی هستند که از خودمان می رنجانیم؛ مثل ساعت هایی که صبح، دلسوزانه زنگ می زنند؛ و در میانِ خواب و بیداری، بر سرشان می کوبیم؛ بعد می فهمیم که خیلی دیر شده ...!

حامد
حامد

هرکس يک نابغه است. ولي اگر يک ماهي را به واسطه عدم توانايي آن در بالارفتن از درخت بيازماييم آن ماهي تمام عمرش را بر اين باور زندگي خواهد کرد که يک احمق است.

این ارسال را بازنشر کرده است.
حامد
حامد

می ‌گویند، پسری در خانه خیلی شلوغ‌ کاری کرده بود. همه‌ ی اوضاع را به هم ریخته بود. وقتی پدر وارد شد، مادر شکایت او را به پدرش کرد. پدر که خستگی و ناراحتی بیرون را هم داشت، شلاق را برداشت. پسر دید، امروز اوضاع خیلی بی ریخت است، همه‌ ی درها هم بسته است، وقتی پدر شلاق را بالا برد، پسر دید کجا فرار کند؟ راه فراری ندارد! خودش را به سینه پدر چسباند. شلاق هم در دست پدر شل شد و افتاد. ما هم هر وقت دیدیم، اوضاع بی ریخت است، به سوی خدا فرار کنیم. «وَ فِرُّوا إلی الله مِن الله» هر کجا متوحش شدید، راه فرار به سوی خداست.