Hana
هنر عاشقی من این بود که “بی تو” “با تو” بودم !
Hana
ای کاش تیم احساسم آنقدر قوی بود که هیچ کس جرات بازی با آن رانداشت …
Hana
درد را با چه اندازه می گیرند ؟ درد دارم ؛ از اینــجا تا تـــــو !
Hana
تو می روی و من رسوب می شوم …
ته مانده ای که دور باید ریخت …
Hana
هرچه “بادا باد” ؛ “تاس دل” می ریزم … یا “بـر بـاد” می روم ، یـا “از یـاد”
Hana
دردهایم در آغوشی مداوا شد که ندانستم وقتی ندارمش بزرگترین دردم میشود !
Hana
فردا اگر از راه نمی آمد ، من تا ابد کنار تو می ماندم …
Hana
درد بزرگی است برای کسی که متوجه نبودنت نیست ، پَرپَر شوی …
Hana
آسوده باش دل من ، دیگر تو را به کسی نخواهم داد …
Hana
خیلی وقت است فراموش کرده ام کدامیک را سخت تر می کشم ؟ رنج ! انتظار ! یا نفس را …