Hana
به مدت تمام دلتنگی هایم به من بدهکاری ، وعده ی ما باشد روزی که دلتنگم شدی …
Hana
گاهی که دلم عجیب می گیرد ، دیگر ول نمیکند …
Hana
گاهی آدم ته میکشه … آدم دیگه ساعت شنی نیست که سر و تهش کنی … آدم گاهی تموم میشه …
Hana
کم کم دارد بِه بغض هایم خمس تعلق میگیرد !
Hana
خسته شدم بس که زخم خوردم … تو دیگر باور کن ؛ سیرم !
Hana
تلخ ترین قسمت زندگی اونجاست که آدم به خودش میگه “چی فکر میکردیم و چی شد !”
Hana
غمگینم همانندِ بیگناهی که به لحظه ی اجرای حکم اعدامش نزدیک می شود …
Hana
آرزو هایم هوایی میشوند ، به باد میروند ، دود میشوند !
حس میکنم معتاد حسرت هایم شده ام …
Hana
هرکی یه مدل اشتباه میکنه ؛ یکی سرش به سنگ میخوره یکی دلش …
Hana
شور می زند دلم با نت نگاهت !
Hana
دردناکترین جای قصه اونجاییه که برات آرزوی خوشبختی بکنه …
Hana
از بین تمام دردها ، سوختنِ بدون شعله دردناکترین است !!!
Hana
گفتم چیزی بگو … سکوت کرد و رفت و من همچنان گوش میکنم …
Hana
تمام غزل هایم را سرودم که خداحافظیت را نبینم ؛ افسوس ، بی خداحافظی رفتی !
Hana
انصاف نبود رفتنت با خودت باشد ، فراموش کردنت با من …