Hana
نمایشگاه زده ام ، بیا و تماشا کن … تمام روزهای نبودنت را آه کشیده ام و با حسرت قاب گرفته ام …
Hana
هنر عاشقی من این بود که “بی تو” “با تو” بودم !
Hana
ای کاش تیم احساسم آنقدر قوی بود که هیچ کس جرات بازی با آن رانداشت …
Hana
درد را با چه اندازه می گیرند ؟ درد دارم ؛ از اینــجا تا تـــــو !
Hana
تو می روی و من رسوب می شوم …
ته مانده ای که دور باید ریخت …
Hana
هرچه “بادا باد” ؛ “تاس دل” می ریزم … یا “بـر بـاد” می روم ، یـا “از یـاد”