@Alireza لحظهها رو با تو بودن در نگاه تو شكفتن حس عشقو در تو ديدن مثل روياي تو خوابه با تو رفتن با تو موندن مثل قصه تو رو خوندن تا هميشه تو رو خواستن مثل تشنگيه آبه اگه چشمات منو ميخواست ؛ تو نگاه تو ميمردم اگه دستات مال من بود ؛ جون به دستات ميسپردم اگه اسممو ميخوندي ؛ ديگه از ياد نميبردم اگه با من تو ميموندي ؛ همه دنيا رو ميبردم بي تو اما سر سپردن بي تو و عشق تو بودن تو غبار جاده موندن بي تو خوب من محاله بي تو حتي زنده بودن بي هدف نفس كشيدن تا ابد تو رو نديدن واسه من رنج و عذابه اگه چشمات منو ميخواست ؛ تو نگاه تو ميمردم اگه دستات مال من بود ؛ جون به دستات ميسپردم اگه اسممو ميخوندي ؛ ديگه از ياد نميبردم اگه با من تو ميموندي ؛ همه دنيا رو ميبردم توي آسمون عشقم غير تو پرندهاي نيست روي خاموشي لبهام جز تو اسم ديگهاي نيست توي قلب من نه عزيزم هيچكسي جايي نداره قلب عاشقم بجز تو هيچكسي رو دوست نداره اگه چشمات منو ميخواست ؛ تو نگاه تو ميمردم اگه دستات مال من بود ؛ جون به دستات ميسپردم اگه اسممو ميخوندي ؛ ديگه از ياد
@Alireza آدمی غــــــرورش را خیلی زیاد . شاید بیشتر از تمـــــــام داشتــه هــــایــش- دوست می دارد حالا ببین اگر خودش، غـــــــرورش را بـــه خـــــاطــــر تـــــو، نادیده بگیرد ، چه قدر دوســتت دارد !
@√ ∂нαмε آمدم امشب به ميخانه تمنايت کنم.. مي نميخواهم بيا ساقي تماشايت کنم.. بي قرارم ساقي از ميخانه بيرونم مکن.. کرده ام مي را بهانه تا تماشايت کنم . .