دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Alireza

این قافله عمر عجب میگذرد در یاب دمی که از طرب میگذرد درباره »
Alireza
مرد - مجرد
امتیاز: 4799

دنبال‌شدگان

(326 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(342 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Alireza

میان ... من ای مانده ام... جا از ... راه ...

Alireza
Alireza

حس تلخي ست.. خيلي تلخ !! که فقط تو را براي بالا بردن خود بخواهند...... پله اي باشي براي اوج گرفتن بعضي ها..!!

Alireza
Alireza

کی می دونه دو دو تا چند تا میشه...(?=2x2)

Alireza
Alireza

هرچه قدم هايم را مي شمارم به آخر نمي رسم ..! چه بي انتهاست شبِ "چشم هايت"..!!

Alireza
Alireza

عادت ميکنيم به داشتن چيزي /و سپس نداشتنش !! به بودن کسي/ و سپس نبودنش !! تنها عادت ميکنيم /فراموش نه..!!

Alireza
Alireza

@بانو جاسمین صداي يک پرواز... فرود يک فرشته... آغاز يک معراج ...و شروع يک زندگي... تولدتون مبارک

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza

رفته ام از ياد... گفته ام با باد... رمز زيستن را ...راز بودن را ...

Alireza
Alireza

من پا به پای موکب خورشید - یک روز تا غروب سفر کردم - دنیا چه کوچک است - وین راه شرق و غرب چه کوتاه - تنها دو روز راه میان زمین و ماه - اما من و تو دور - آنگونه دور دور که اعجاز عشق نیز - ما را به یکدیگر نرساند ز هیچ راه - آه

Alireza
Alireza

تاب می خورم - تاب می خورم - می روم به سوی مهر - می روم به سوی ماه - در کجا به دست کیست - بند گاهواره ام

Alireza
Alireza

بازو به دور گردنم از مهر حلقه کن - بر آسمان بپاش شراب نگاه را - بگذار از دریچه چشم تو بنگرم - لبخند ماه را

Alireza
Alireza

درون سینه ام صد آرزو مرد - گل صد آرزو نشکفته پژمرد - دلم بی روی او دریای درد است - همین دریا مرا در خود فرو برد

Alireza
Alireza

درختی خشک را مانم به صحرا - که عمری سر کند تنهای تنها - نه بارانی که آرد برگ و باری - نه برقی تا بسوزد هستیش را

Alireza
Alireza

بیابان تا بیابان در غبار است - چراغ چشم ها در انتظار است - بار هر بیابان را سواری است - غبار این بیابان بی سوار است

Alireza
Alireza

دلم سوزد به سرگردانی ماه - که شب تا روز پوید این همه راه - سحر خواهد درآمیزد به خورشید - نداند چون کند با بخت کوتاه

Alireza
Alireza

به دست های او نگاه میکنم - که میتواند از زمین - هزار ریشه گیاه هرزه را برآورد - و میتواند از فضا - هزارها ستاره را به زیر پر درآورد

Alireza
Alireza

آهای عاشقا شما از کجا می فهمید هوا بارانیه یا آفتابی...