- اعتراف می کنم که: بچه بودم یه کارتون نشون می داد که مورچه زیر فیله یه سوزن می زاره و فیله میره هوا. منم زیره یه بنده خدایی سوزن گذاشتم که بره هوا، جیغ زد ولی متاسفانه نرفت هوا!!
چرا من باید هر دفعه که میرم بقالی سر کوچمون یکم سیب زمینی و پیاز بگیرم، تو راه برگشت هرچی دختر همسایه داریمو ببینم؟ اه. ولی وقتی میرم مثلا موز و هلو و گلابی میگیرم هرچی رفیق گرسنه گدای بدبخت داد بزنن داداش من موز میخوام.. اون یکی میگه من هلو میخوام...
من میخوام اعتراف کنم که به دنبالر خیانت کردم! این چند وقت که دنبالر حالش خوب نبود، رفتم توی [!]کوب (!) عضو شدم. حالا پشیمونم، باور کنید من مجرم نیستم، جنایتکارم...
نمیدونم چرا توی هر شبکه اجتماعی فارسی که میرم، همه یا شکست عشقی خوردن ، یا دلتنگن ، یا شلوار ادبیات فارسی رو پرچم کردن با قدرت نوشتاریشون(!)، یا جک میگن و تیکه میندازن . همه داریم وقتمونو هدر میدیم هاااااااا
خخخخخخخخ
14 سال و 1 ماه و 1 ساعت و 18 دقيقه قبل