Javad 73
در جهان بال وپر خویش گشودن اموز/که پریدن نتوان با پر و بال دگران
Javad 73
من اگر نیکم وگر بد تو برو خود را باش/هر کسی ان درود عاقبت کار که کشت
Javad 73
یاری اندر کس نمی بینیم ، یاران را چه شد ؟ //دوستی کي آخر آمد ؟ دوستداران را چه شد ؟
Javad 73
در اندیشه چنان مستِ خرابم /که دیگر می نیاید نیز خوابم
Javad 73
درین وادی همه غولانِ خویشیم/ ز اول روز، مشغولانِ خویشیم
Javad 73
در اوّل چون شما بودیم ما هم/ چو ما گردید در آخر، شما هم
Javad 73
الهی سینه ای درد آشنا ده /غم از هر دل که بستانی به ما ده
Javad 73
ادب و شرم تو را خسرو مه رویان کرد /آفرین برتو که شایسته صد چندینی
Javad 73
نیدونم چرا امروز حوصله ندارم پست بذارم ..... اخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
Javad 73
دوستان سریع پست بذارین من میخوم لایک کنم من عاااااااااااااااااااااااااااااااشق...
Javad 73
بارون نمیشم که نگی با چه منتی خودشو به شیشه می کوبه تا نیم نگاهی بیندازم ابر میشم که از نگرانی یه روز بارونی هر لحظه پنجره رو بگشایی و من رو تو آسمون نگاه کنی
Javad 73
من برای سال ها مینویسم ...... سال ها بعد که چشمان تو عاشق میشوند....... افسوس که قصه ی مادربزرگ درست بود...... همیشه یکی بود یکی نبود