Javad 73
هر کسی هم نفس شد دست آخر قفسم شد . من ساده به خیالم که همه کاروکسم شد. اون که عاشقانه خندید خندهای من دزدید زیر چشمه مهربونی خواب یک توطئه میدید.
Javad 73
امروز مرا بخوان که فردا دیر است / این خواب عجیب ما چه بی تعبیر است فردا که ببینمت دگر عشقی نیست / فردا دل من از آشنائی سیر است . . .
Javad 73
بی دل و خسته در این شهرم و دلداری نیست غم دل با که توان گفت که دلداری نیست رو مداوای خود کن ای دل از جای دگر کندر این شهر طبیب دل بیماری نیست . . .
Javad 73
گفت بنویس میمانم ، نوشتم میروم ، این غلط املائی مرا ویران کرد و حالا باید روزی 100 مرتبه از روی تنهائی بنویسم . . .
Javad 73
ای کاش دلم اسیر و بیمار نبود / دربند نگاه او گرفتار نبود من عاشق و او ز عشق من بی خبر است / ای کاش دل و دلبر و دلدار نبود . . .
Javad 73
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شیشه ی عمرمن است بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموی توست اما ریشه ی عمر من است
Javad 73
تو کیستی،که اینگونه،بی تو بی تابم؟/ شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم
Javad 73
به غم کسی اسیرم که زمن خبر ندارد،عجب از محبت من که در او اثر ندارد غلط است هر گوید دل به دل راه دارد،دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد....
Javad 73
سکوت را می پذیرم اگر بدانم روزی با تو سخن خواهم گفت، غم را می پذیرم اگر بدانم روزی در کنار تو شادی را احساس خواهم کرد، مرگ را می پذیرم اگر بدانم روزی خواهی فهمید که دوستت دارم....
Javad 73
وقتی خاطره های آدم زیاد میشه دیوار اتاقش پر عکس میشه ، اما همیشه دلت واسه اونی تنگ میشه که نمی تونی عکسشو به دیوار بزنی