Javad 73
گفت بنویس میمانم ، نوشتم میروم ، این غلط املائی مرا ویران کرد و حالا باید روزی 100 مرتبه از روی تنهائی بنویسم . . .
Javad 73
ای کاش دلم اسیر و بیمار نبود / دربند نگاه او گرفتار نبود من عاشق و او ز عشق من بی خبر است / ای کاش دل و دلبر و دلدار نبود . . .
Javad 73
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شیشه ی عمرمن است بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموی توست اما ریشه ی عمر من است
Javad 73
به غم کسی اسیرم که زمن خبر ندارد،عجب از محبت من که در او اثر ندارد غلط است هر گوید دل به دل راه دارد،دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد....
Javad 73
سکوت را می پذیرم اگر بدانم روزی با تو سخن خواهم گفت، غم را می پذیرم اگر بدانم روزی در کنار تو شادی را احساس خواهم کرد، مرگ را می پذیرم اگر بدانم روزی خواهی فهمید که دوستت دارم....
Javad 73
وقتی خاطره های آدم زیاد میشه دیوار اتاقش پر عکس میشه ، اما همیشه دلت واسه اونی تنگ میشه که نمی تونی عکسشو به دیوار بزنی
Javad 73
زدم فریاد خدایا این چه رسمیست ، عاشقان را جدا کردن هنر نیست ، عاشقان قلب هم هستند خدایا ،بدون قلب چگونه میتوان زیست .
Javad 73
روزهای سختی رو میگذرونم... وقتی که نیستی همه چیز تنگ میشود نفسم دنیایم دلم. . . ممنونم از شب رویا که بازم وقت دلتنگی به دادم میرسه....! ممنون از غم كه همیشه و هر جا با منه وتنهام نمی ذاره...
Javad 73
زدرد عشق توبا کس حکایتی که نکردم چرا جفای تو کم شد؟شکایتی که نکردم !!!