کوروش
هست از پس پرده گفت و گوی من و تو....چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من....
کوروش
بدون تو شبام...پر از غم و سرماس....آره بدون تو ته راهمه ته دنیاس
کوروش
بچه ها زلزله زده ها رو یادمون نره...هنوزم میشه کمکشون کرد...هوا اونجا الآن خیلی سرده...فکر دستای اون بچه های کوچولو رو کنین که از سرما ترک خورده...همونایی که با ببعیاشون بازی میکردن...همون ببعیایی که سرما داره میکشه...پیرزن پیرمردایی که جسم نحیفشون تاب سرما رو ندارن...باغها و مزارعی که همش خراب شده...پدری که سرمایشو زلزله برد....سرمایی که اونجا خیلی وقتا زیر صفرم میشه....
کوروش
واااااااای.....واااااای........کاش کتکم بزنی....................خاک بر سر شدم......
کوروش
راس میگن غریبی و غریبه ها رو میشناسی...راس میگن غم نشسته توو صدا رو میشناسی...یکی از بس که دلش توو غصه سوخته اومده...یکی هر 8 تا النگوشو فوروخته اومده
کوروش
باران که میبارد تو در راهی...از دشت شب تا باغ بیداری
کوروش
دیر یعنی حالا....حالا که من خوبم....حالا که از دوریت....به سر نمی کوبم
کوروش
عمو عباس....علمت کو عموی خوبم؟؟؟؟عمو عباس...بابامو تنها نذاری؟؟؟؟؟عمو عباس....بی تو قلب حرم میگیره....
کوروش
از لابه لای لحظه های تلخ و غمگینم...توو روز روشن این همه تاریکی میبینم....
کوروش
یعنی الآن کجاس؟با جمله های سرد...توو گوش من بگه...دنبال من نگرد
کوروش
چشام خیره به نور چراغ توو خیابون...خاطرات گذشته منو میکشه آروم...چه حالی داریم امشب به یاد تو من و بارون....
کوروش
اینجا تنها جاییه که میتونم بدون اینکه بدونم سفره دلمو وا کنم واسه خیلیا....اما اینم کمکم نکرد