تو خونه با دوست مهربونم تو تخت نشسته بودم و خیلی اتفاقی زنم وارد شد و دید من و دوستم تو تختیم و فکر بد کرد چون لخت بودیم...حالا چیکار کنم؟؟؟زنم 56 سالشه
شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم وقتی میبردنمون پارک، میرفتیم مثل مظلوما می چسبیدیم به میله ی کنار تاب، همچین ملتمسانه به اونیکه سوار تاب بود نگاه میکردیم، که دلش بسوزه پیاده شه ما سوار شیم، بعدش که نوبت خودمون میشد، دیگه عمرا پیاده می شدیم
چرا؟
13 سال و 9 ماه و 30 روز و 48 دقيقه قبلاون وقت دیگه سنگ رو سنگ بند نمیشه.
13 سال و 9 ماه و 30 روز و 45 دقيقه قبلاولی آره ولی دومی نه
13 سال و 9 ماه و 30 روز و 42 دقيقه قبل