مانی
* عجب زمانه اي شده! گذشت هم درگذشت.
مانی
دنیای من خیال نپخته ای که در سفید ترین سطر دفترم جا ماند
مانی
امـروز که محتاج توام جای تـو خالیستــ فـردا که می آیی به سراغـم نفسی نیستــ
مانی
شعر می خوانی به خواب میروم کلمه هایت ریشه می دوانند توی رویایم مثل یک درخت وارونه میخورند به سقف آسمان ستاره می بارد... روشن می شود... چراغ را بزن! / هنوز بیدارم!؟
یاعلی..
12 سال و 10 ماه و 28 روز و 12 ساعت و 14 دقيقه قبلاسدالله الغالب
12 سال و 10 ماه و 28 روز و 12 ساعت و 6 دقيقه قبل