دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مانی
مرد - متاهل
امتیاز: 1050

دنبال‌شدگان

(21 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(205 کاربر)

گروه‌ها

(22 گروه)

بازدید

مانی
eyde-ghadire-khom-www.download.ir.jpg مانی
در حرف دل

در عرش بالایی نظیر است، بر عالم و آدم است، به نام نوشتم، چه عیدی بهتر از عید است

مانی
1354136374469034_thumb.jpg مانی

خود را گم میکنم میان هیاهوی زمان تا نبودنت تخریبم نکند...

مانی
1354139850797356_thumb.jpg مانی

خدیا میترسم کنام بمان؛ در این غربتم قرارم بمان؛ خدایا میترسم سایه سارم بمان؛ تا ابد باز هم نگارم بمان...

مانی
مانی

مهم نیست اوج غربتت؛ اشک روان بر تربتت؛ مهم آن است که وصل شوی؛ گر از تمام دنیا فصل شوی...

مانی
zq2livc4ptdxm3f1y33.jpg مانی

منتظر موندم به راهت تا همیشه چشم به راهت مونده بودم پشت شیشه انتظارت تلخ مثل مردن دل، مثل عشقی خام و باطل ...

مانی
مانی

با نوازش قلب خسته ام چراغِ مرا خاموش کن و همچون ستارگان چشمک زن امیدم را ده به رنگ آرامش

مانی
مانی

تو محو میشوی در خودت من گم می شوم هزار بار در تو .... برای حل این مسئله هیچ چیز لازم نیست جز یک معجزه ی آغوشت

مانی
مانی

کاش نامت باران بود! آنوقت .. تمام مردم شهر هم برای آمدنت دعا می کردند...!

مانی
مانی

سلام. من مانی هستم، از اعضای جدید ...

مانی
مانی

عوض شده ام مثل مثل آنقدر که دیروز آینه سری تکان داد و گفت: تو دیگر آن قدیمی نیستی... ولی سلام بر قدیمی

مانی
09.jpg مانی

این چشم ها برای نور مهتاب یا نور ستارگان کویر، برای دیدن رنگ زرد گل آفتابگردان، برای خیره شدن به جاریِ آب شاید، اما برای ساعت پشت ساعت، روز پشت روز، شب پشت شب خیره ماندن به نور مهتابی مانیتورها آفریده نشده‌اند.

مانی
مانی

آدم آهنی خوش بحالت وقتی دلت میگیرد پیچهایش را عوض میکنی ؛بیچاره دلم که حتی پیچش هم به بیراهه است !!

مانی
مانی

«منقل» موهای سیاهت، «سیخ» مژگانت، و «ذغال» افروخته ی لبانت آه ... نفسم بوی جگرکی می دهد.

مانی
plants84.jpg مانی

زالزالك

مانی
مانی
در حرف دل

می خواهم در رواق رها باشم. و تنها زائر کوی دلت باشم تنهای ........................................................................

مانی
مانی

رنگ این جاده خاکستریست و مجموع تابلوهای آن زنگ زده که نه مسافت رسیدن به را نشانم دهد نه ته جاده را ، میان دو کوه امن تر است یا در آغوش گرگهای این دره ی بدونِ ؟ من در تصادف ها جان خواهم سپرد ...