دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مجتبی طه

مجتبی طه
مرد

دنبال‌شدگان

دنبال‌کنندگان

(62 کاربر)

بازدید

مجتبی طه
مجتبی طه

حالا که کسي در حوالي خلوت خاموش ما نيست لحظه اي به دور از قافيه هاي غرور و گلايه به من بگو آيا تمام اين ترانه هاي اشک آلود به تکرار آن روزهاي زلال زنبق و رازقي نمي ارزند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مجتبی طه
مجتبی طه

من تعجب مي کنم چطور روز روشن دو هيدروژن با يک اکسيژن؛ ترکيب مي شوند و آب از آب تکان نمي خورد!!!!

مجتبی طه
مجتبی طه

گذشت آنوقت هايي که مردم همديگر را دور ميزدند ،حالا از روي هم رد مي شوند....

مجتبی طه
مجتبی طه

اينجا عروسکان همه لبخند مي زنند هر چند من اسير تبسم نمي شوم!!! حوا,هبوط,توبه,زمين رنج.......ديگر اسير فتنه گندم نمي شوم.

مجتبی طه
مجتبی طه

چه بازي قشنگي ....من اينجا بي تو مي سوزم و تو آنجا با او مي سازي!!!!

مجتبی طه
مجتبی طه

به سراغ من اگر مي آيي دگر آسوده بيا چند وقتي ست که فولاد شده، چيني نازک تنهايي من . .

مجتبی طه
مجتبی طه

ببين...... تمام قوانين علم و عالم را بر هم زده اي!!!! نبودنت وزن دارد .... تهي ... امّا سنگين!.....

مجتبی طه
مجتبی طه

در عجبم چطور هنوز ستون فقراتت سالم است وقتي با اين انهدام سخت از چشمانم افتادي؟؟؟؟؟؟

مجتبی طه
مجتبی طه

عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس يادگارى بگيرد. معلم هم داشت همه بچه‌ها را تشويق مي‌کرد که دور هم جمع شوند. معلم گفت: ببينيد چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه‌تون بزرگ شديد به اين عکس نگاه کنيد و بگوئيد اين احمده، الان دکتره. يا اون مهرداده، الان وکيله. يکى از بچه‌ها از ته کلاس گفت: اين هم آقا معلمه، الان مرده.

مجتبی طه
مجتبی طه

دوباره توپ يادت را در حياط خاطر من انداخت.... يادت را برداشته و در به رويت باز كردم... خواستم دادي ....فريادي...اعتراضي.... تا ديگر اين چنين جسورانه آرامشم را بر هم نزني.... اما با ديدن لبخند و نگاه شيطنت آميزت.... با لبخندي يادت را پس دادم.... جالب بود!! درب خاطراتم را كه مي بستم با خود زمزمه مي كردم..... مي شود اين توپ دوباره در حياط اين خانه بيفتد؟!!

مجتبی طه
مجتبی طه

در تمام ميهماني‌ها آويز گردنِ من کليد خانه‌ي توست حالا بگذريم مرا جرأتِ آمدن نيست و تو را جرأتِ عوض‌کردن قفل...

مجتبی طه
مجتبی طه

شيرين‌ترين گناهِ مني از تو به خدا هم پناه نمي‌برم!!!!

مجتبی طه
مجتبی طه

هست شب، همچو ورم کرده تنی گرم در استاده هوا هم ازین روست نمی بیند اگر گمشده یی راهش را . با تنش گرم،بیابان دراز مرده را ماند در گورش تنگ - به دل سوخته من ماند . به تنم خسته، که می سوزد از هیبت تب ، هست شب . آری شب

مجتبی طه
مجتبی طه

دیگر دلم به ماتم مرگش نمی تپبد ! بازیگران شعبده را می شناختم ! فردا دوباره از دل امواج می دمید ! من ، خسته، زخم خورده، گسسته ... در بیشه زار حسرت خود، می گداختم

مجتبی طه
مجتبی طه

خورشید زخم خورده، گسسته، گداخته، می رفت و اشک سرخش. بر آب می چکید . در بیشه زار دریا، می گشت ناپدید !