@^`~اقاقیا( پاییز) ~`^آهای بانوی مهربان دنبالر ... اگر کسی گاهی یادش نمیآید بعضی چیز ها را ... دلیلش فراموشی نیست ! شاید فشار زندگی روی دوشش سنگین شده یارای بازآوری خاطرات را ندارد !
یکی از #فانتزیام اینه که برم چین عاشق یه دختر چینی بشم بعد پدرش بگه باید اول منو تو مبارزه شکست بدی بعد منم باهاش مبارزه کنم کتلت بشم و ازش به سازمان ملل شکایت کنم دیوونه هم خودتونین ...
لب خندان تو برق چشمان تو برده قرار از دل عاشق زارم با من بي نوا بيش از اينم جفا دگر مكن يارم اي گل ارغوان همچو سرو چمان اي در شب تار من روشنايي بت چين و ختن روح و جاني به تن دل ميربايي آتش زده اي بر دل واي از من و اه از دل زندگي بي تو شده بيحاصل دل شده مجنون چه كنم با دل
@✗•شـبــ♡ـنــم•✗ هیچ سالی توی همه این سالها نبوده است که همیشه دو جفت کفش داشته باشم که یک جفت شان؛ واکس خورده و تمیز باشد.که وقتی پایم می کنم؛ حس کنم باید قدم بزرگی بردارم وگرنه حق مطلب را درباره کفش به این قشنگی ادا نکرده ام... از کتاب #کافه-پیانو - فصل اول