کاسترو و چهگوارا همسنگر و دوست بودن!
منتهی چه معتقد بود که انقلابی نباید پشتِ میز بشینه! فاسد میشه اینجوری!
خودِش اینُ تو اسعفا از ریاستِ بانکملی ِ کوبا نوشته بود، برایِ کاسترو!
صبح با دوستام داشتیم از مدرسه میاومدیم خونههامون، عمو دیدمون! کلی ابراز احساساتاینا! بعد یهدوری هم با بیامو ایکس6ِش زدیم. خعلی فاز داد! پدرسوخته عجب دسفرمونی داره!