Masih
دیگه بدجور داره گریهم میگیره..
Masih
فقط نگاه میکنم... بهیادِ تو شبُ پر از اندوهِ ماه میکنم...
Masih
پشتِ تبریزیها، غفلتِ پاکی بود که صدایم میزد...
Masih
نگاه کن! آسمان هم دلش میگیرد و خورشید هم... وقتی که تو نیستیُ نیستیُ نیستی...
Masih
آسمان، آبیتر... آب، آبیتر... برگها میریزد... مادرم صبحی میگفت، موسم ِ دلگیریست... من به او گفتم:«زندگانی،سیبیست، گاز باید زد با پوست.»
Masih
حضرت سیگار 2 {عکس از خودم.}
Masih
خدایا! یا منُ بکش، یا اینارُ!
Masih
خونریزی در راهِ آرمان و عقیده ضرورت دارد.
Masih
«انقلاب، شاید اولین مخلوق ِ واقعیست که از بدیههسرایی بهوجود میآید... کاملترین نمونهیِ آشفتگی ِ نظمیافته در جهان.» {الچه}{عکس از اسبالدو سالاس}
Masih
«از پیاده رو کنار برو/ مراقب باش وگرنه تو را له میکنم/ من دارم میآیم/ میآیم تا دنیا را تسخیر کنم.» ترانهای کوبایی برایِ ستوانی که سیگاربهلب(!) و با لهجهیِ آرژانتینی حرف میزند.
Masih
«تاریخ مرا تبرئه خواهد کرد.» 16 اکتبر 53
Masih
سیگارت را بکش... همهچیز درست میشود... همهچی[یز] {عکس از رائول کورالس، 59}