Masih
دستهایِ تو، واسه من مثل ِ وطن بود!!
Masih
تویِ کندویِ نگاهِت عسل ِ کدوم بهشته؟{یغما}
Masih
من عاشقت بودم، تموم ِ این سالها، از اولیندیدار تا به همینحالا / من عاشقت بودم، از متن ِ پروانه، از اولین فصل ِ نگاهِ دزدانه {یغما}
Masih
دستِت تو دستِ من، همپایِ هم رفتن، با هم خطر کردن، کی فکرشُ میکرد؟ / نزدیکُ همپرسه، شریکِ بیترس ِ، منتوخدا هر سه، کیفکرشُ میکرد؟ {یغما}
Masih
دلم میخواست در چشمهایِ بیقرارت گم میشدم، صد افسوس که نیستی...
Masih
وقتی که دستایِ باد، قفس ِ مرغ ِ گرفتارُ شکست؛ شوقِ پروازُ نداشت... روحِت شاد فریدون جان.
Masih
مثل ِ معنایِ وطن باش، خسته از این وطنم..
Masih
از یه بغض ِ تازه خیسم! واسه دیدنت حریصم! / خودمُ نمینویسم، خودمُ خط میزنم!!
Masih
از دلِ باغِ گل ِ یاس، پشتِ زنگِ خوب ِ گیلاس / وقتی بغض ِ من یهدریاست، باز بیا بهدیدنم...