Megatron
قدیما گنجشک رنگ میکردن جای قناری میفروختن...! حالا هوس رو رنگ میکنن جای عشق میفروشن...
Megatron
اینجا زمین است، زمین گرد است تویی که مرا دور زدی! فردا به خودم خواهی رسید حال و روزت دیدنیست M.j
Megatron
داور قلبم نه سوت دارد نه کارت قرمز... راحت باش... تا دلت می خواهد خطا کن. سکوت میکنم باز هم سکوت میکنم
Megatron
چه شده؟ ای دل دیوانه هوایش کردی؟ با دو چشمان پر از اشک صدایش کردی؟ گفته بودم که دلش معدن بی معرفتی ست تو نشستی و دلت خوش به وفایش کردی؟
Megatron
از معبری غریب رسیدم به معبدی..... که بر در آن نوشته بود... اینجا به جای کفش، "خود" را درآورید
Megatron
نفس مي کشم ، تا به جاي مرده ها خاکم نکنند ! اينگونه است حال من ، چيزي نپرس . . .
Megatron
آخر یه شب این گریه ها سوی چشامو میبره ***** عطرت داره از پیرهنی که جا گذاشتی میپره
Megatron
آرامم مثل مزرعه ای كه تمام محصولش را ملخها خورده اند و دیگر نگران ضربه های داس نیست
Megatron
میگویند در گذشته مردی نزد پادشاهی رفت و در مدح او شعری خواند و پادشاه کیسهای سکه به او داد. مَرد از فرط خوشحالی، هنگام بازگشت بر زمین افتاد و شلوارش پاره شد. مردم دیدند او از پادشاه جایزه گرفته و با شلوار پاره از کاخ خارج میشود. فردای آن روز به پادشاه خبر دادند صدها نفر با شلوار پاره قصد ملاقات شما را دارند!!. حکایت شلوارهای پاره امروزی را دیگر نمیدانم، اما این را مطمئنم که اینها هم مانند آنها شدیداً نیازمند و محتاج اند
Megatron
دوره زمونه عجیبی شده، رضا عنایتی و رادان آلبوم میدن بیرون، حبیب مثل کویتی پور میخونه، ایرج آهنگ تکنو میخونه، لیلا فروهر تصنیف عارفانه میخونه
Megatron
به کودکی گفتند : عشق چیست ؟ گفت : بازی . به نوجوانی گفتند : عشق چیست ؟ گفت : رفیق بازی . به جوانی گفتند : عشق چیست ؟ گفت : پول و ثروت . به پیرمردی گفتند : عشق چیست ؟ گفت : عمر .
Megatron
نه صدایش را نازک می کرد و نه دستانش را ” آردی ” . . .
از کجا باید به ” گرگ ” بودنش شک میکردم ؟!
Megatron
پاهایم را که درون آب می زنم ، ماهی ها جمع می شوند شاید این ها هم فهمیده اند / عمری “ طعمه روزگار” بوده ام . . .