❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به مهتاب گفتم ای مهتاب سر راهت به كوی او سلام من رسان و گو تو را من دوست می دارم ولی افسوس چون مهتاب به روی بسترش لغزید یكی ابر سیه آمد كه روی ماه تابان را بپوشانید
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دوســـت داشتن از عشـــق برتر است عشــق یک جوشــش کــور است و پیونــدی از ســر نابینایی اما دوســت داشــتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیــرت روشـن و زلال
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
میـدونی بن بست زنـدگی کـجـاست ؟ جــایــی کـه نـه حـــق خــواسـتن داری نـه تــوانــایـی فـــرامــوش کـــردن
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ایـــن بـــار ، سیـــگار را بـــکش ، از طـرفـــی کـــه مـــی ســـوزد ؛ تـــا بــــدانــی چـــه میـــکشم …
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مــن بی تو بودن را… با پرنده هایِ ایوان… با دو خط شعرِ شاملو… با ابرهایِ نمناکِ آسمان… با غزلی از حافظ -به همین سادگی- به سر میکنم. . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
زبان مشترکی داریم با این همه یکدیگر را نمی فهمیم ما باید مثل غارنشین ها تنها به علامت دست های مان اکتفا می کردیم آن وقت شاید هیچ سوء تفاهمی میانمان جدایی نمی انداخت
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
با زندگی قهر نکن! دنیا منت هیچ کس را نمی کشد…
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
باز من موندم و شب و نوشته ای نیمه کاره! دوباره شب،دوباره طپش این دل بی قرارم. دوباره سایه ی حرف های تو که روی دیوار روبرو می افتد. دلم می خواهد همه ی دیوارها پنجره شوند و من تو را میان چشمهایم بنشانم. دوباره شب ،دوباره تنهایی و دوباره خودکاری که با همه ی ابر های عالم پر نمی شود، تا بنویسد برای تـو! دوباره شب،دوباره یاد تو که این دل بی قرار را بیدار نگه داشته. ..! دوباره شب،دوباره تنهایی،دوباره سکوت، دوباره مهربونیای تو، دوباره من و یک دنیا خاطره...