❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
می ترسم روزی نتوانم بنویسم و دفترهایم خالی بمانند و حرفهای ناگفته ام هرگز به دنیا نیایند. !! می ترسم نتوانم بنویسم و کسی ادامه ی سرود قلبم را نشنود. می ترسم نتوانم بنویسم وآخرین نامه ام در سکوتی محض بمیرد وتازه ترین شعرم به تو هدیه نشود. ! میترسم ننویسم، که اگه ننویسم چه کسی میتونه تورو اونطوری که هستی بشناسه؟! پس مینویسم با اینکه کلمات برای وصف مهربانی هایت حقیر و کوچکند! با اینکه حتی اگر تمام نویسنده ها جمع شوند باز هم نمیتوانند تو را در نوشته بگنجانند!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دلم می خواهد وقتی باغها بیدارند،برای تو نامه بنویسم. و تو نامه هایم را بخوانی و جواب آنها را به نشانی همه ی غریبان جهان بفرستی. ای کاش می توانستم تنهاییم را برای تو معنا کنم و از گوشه های افق برایت آواز بخوانم. کاش می توانستم همیشه از تو بنویسم.... از تو که .... و باز تردید من در کلمات برای وصف تو و کاغذ سفید..
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
این روزها حجم زیادی از خدا را نفس می کشم من مقدس شده ام و شاید به پایان زندگی ققنوس رسیده ام دلم برای پروانه های آبی کوچک تنگ می شود وقتی در امتداد کودکی دلتنگم کسی مرا نخواهد فهمید مرا زمستان با خود برده است گویا ....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را، نشنوی آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دستــ ـم را بالا مــ ـی برم و آسمان را پایین مــ ـی کشـــ ـم مــ ـے خواهــــــ ـم بزرگــــــ ـی زمین را نشان آسمان دهـــــــ ـم ! تا بداند گمشده ے من نه در آغــــ ـوش او . . . که در همین خاک بـــــــ ـی انتهاست آنقدر از دل تنگـــــ ـی هایـــــــ ـم برایش خواهــــــ ـم گفت تا ســـ ـرخ شود . . . تا نــــ ـم نــــ ـم بگرید . . . آن وقت رهایش مـــ ـی کنــــــــ ـم و مـــ ـی دانــــــ ـم کســــــ ـی هــــــ ـرگــــــ ـز نــــــ ـخواهد دانست غـــــــ ـم آن غروب بارانـــــــ ـی همه از دلتنگـــ ـی هاے من بود . . . !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
باید تـــنـــهـــایـــی تون رو مــــخــفــــی کنید...! این روزها از تنها چیزی که سوء استفاده میشه؛ تــنــهاییه.....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آدمهای خوب از یاد نمیرن " از دل نمیرن " از ذهن نمیرن " ! ولی .... زودتر از اینکه فکرش رو بکنی از پیشت میرن ... !!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
با فنجانی چای هم میتوان مست شد ، اگر اویی که باید ؛ باشد...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گفتند عینک سیاهت را بردار دنیا پر از زیباییست!!! عینک را برداشتم.. ...... وحشت کردم از هیاهوی رنگها عینکم را بدهید میخواهم به دنیای یکرنگم پناه برم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خوب هم كه باشی از بس بدی دیده اند ، خوبیهایت را باور نمیكنند ... نفرین به شهری كه در آن غریبه ها آشنا ترند ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اعتبار آدم ها به حضورشان نیست .... به دلهره ایست که در نبودشان ایجاد میکنند