❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . تویی که مرا در حال سقوط می بینی ، آیا تا به حال اندیشیده ای که شاید تو وارونه ایستاده ای ؟ . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . . چقدر تلخ شده ای ، این روزها قندهایت را در دل چه کسی آب میکنی ؟ . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . . دیگر نمیگویم گشتم نبود ، نگرد نیست ! بگذار صادقانه بگویم … گشتیم ! اتفاقا بود ! فقط مال ما نبود ! شما بگردید ! لابد مال شماست ! . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . ادم با گذشتی بود ! از من هم گذشت … . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . . می بینی چقدر ساده است ؟ دیگر نمی شناسمت اما دوستت دارم … .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . . آدم فهمیده ای بود ! خوب می دانست کجاها خودش را به نفهمی بزند … . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یک مترسک خریده ام !
عطر همیشگی ات را به تنش زده ام ! درست مثل توست ، فقط اینکه روزی هزار بار از رفتنش مرا نمی ترساند …
.
.
.
.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . روزگاریست همه عرض بدن می خواهند همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهند دیو هستند ولی مثل پری می پوشند گرگ هایی که لباس پدری می پوشند آنچه دیدند به مقیاس نظر می سنجند عشق ها را همه با دور کمر می سنجند خوب طبیعیست که یکروزه به پایان برسد عشق هایی که سر پیچ خیابان برسد