❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . هیچ وقت، اگه تو رو با کس دیگه ببینم حسودی نمی کنم…! آخه مامانم یادم داده اسباب بازی هامو بدم به بدبخت بیچاره ها… . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . نه حرفی برای گفتن … نه امیدی برای ماندن … نه پایی برای رفتن … نه تمایلی برای دوباره ساختن … تو از اول هم هیچ نداشتی ! . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تا اطلاع ثانوی خطم را خاموش میکنم ....... بخاطر بعضی حرفا ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . بــــــــــــــــــعضی ها را دَر جوب بایــَد شــُست تــا لــَجن ها هَمه خوشحــال شــَوند کــه کــَـثیف تـــَر اَز خوُدشــان هَم هــَست . . . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . انسان ، حر[!]ت زده می شود خوانده می شود ترانه می شود ، به یاد می ماند … گاهی ناله ایست تنها خاک خوب می فهمدش …. . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . چه زیبا نقش بازی می کنیم … و چه آسان در پشت نقابهایمان پنهان می شویم ؛ حتی خدا هم از آفرینش چنین بازیگرانی در حیرت است … .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . کاش…. شبی، روزی، جایی بر لبان تو تکرار می شد…. نامم ! . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . باید خودم را ببرم خانه ! باید ببرم صورتش را بشویم… ببرم دراز بکشد… دلداریش بدهم ، که فکر نکند… بگویم نگران نباش ، میگذرد… باید خودم را ببرم بخوابد… “من” خسته است …! . . .