❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تلوزيونمون برفك داشت واسه آب شدنش اونو از برق كشيدم.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
حلقه ي ازدواج ، چيزي كه خ ر شدن آدم ها رو نشون ميده.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
براي پيدا كردن كرم دندونام ، تصميم به خاك برداري كردم.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خواستم ازمجردي بيام بيرون رفتم قاطي مرغا شدم.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دلم گرفته بود ، داد زدم كه ولش كنه.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دستم نمك نداشت ، اونو شكستم.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مُهم نیست! که تـو با مـن چـه میکنـی ... بیا ببیــن "بـَرای تـو" من با خـودم چـه میکنـم!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چشمم ضعيف شد ، اونو براي فروش ، پشت ويترين گذاشتم.