❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دوستت دارم پریشان، شانه میخواهی چه کار؟ دام بگذاری اسیرم، دانه میخواهی چه کار؟ شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن ... گریه کن پس شانه ی مردانه می خواهی چه کار؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کاش تو ی فصلای زشت سرنوشت یکی این دلتنگیامو می نوشت یکی از دستای سرد ارزو گرمی دستای عشق و می گرفت یکی که سکوت تنهاییم رو با صدای ساز شکستش بشکنه یکی که تو قاب خالی دلم نقش زیبای خدا رو بکشه
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من ازفاصله ها دلگیرم بی تو اینجا چه غریبانه شبی میمیرم ساعت گریه و غم هیچ نمیخوابد و من در الفبای زمان خسته این تقدیرم
EY JAN
13 سال و 5 ماه و 12 روز و 23 ساعت و 50 دقيقه قبل