❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کمی زود بود، ولی، دعایت گرفت، مادربزرگ... پیر شدم ...!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عمق فاجعه وقتیه که به همه ی غریبه های دور و برت برای درد دل کردن بگی: شما که غریبه نیستی....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگر دستم رسد بر چرخ گردون .... از او پرسم که این چین است و آن ... چون یکی را داده ای صد ناز و نعمت ... یکی را نان جو آغشته در خون
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ز یزدان دان نه از ارکان که کوته دیدگی باشد ... که خطی کز خرد خیزد تو ان را از بنان بینی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خداوندا ، تـو خیلی بزرگی و من خیلی کوچک ولــــــــــــــی جــــــــــالــــــــب اینجـــــــــاست تو به این بزرگی من کوچک را فراموش نمیکنی ولی من به این کوچکـی تو را فراموش کرده ام