❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هنوز به دیدار خدا می روند ... خدایی که در یک مکعب سنگی خود را حبس کرده !! خدا همین جاست ، نیازی به سفر نیست ! خدا همان گنجشکی است که صبح برای تو می خواند ، خدا در دستان مردی است که نابینایی را از خیابان رد می کند، خدا در اتومبیل پسری است که مادر پیرش را هر هفته برای درمان به بیمارستان می برد ، خدا در جمله ی " عجب شانسی آوردم"است !! خدا خیلی وقت است که اسباب کشی کرده و آمده نزدیک من و تو!! خدا کنار کودکی است که می خواهد از فروشگاه شکلات بدزد !! خدا کنارساعت کوک شده توست، که می گذارد 5 دقیقه بیشتر بخوابی!! از انسانهای این دنیا فقط خاطراتشان باقی می ماند و یک عکس با روبان مشکی، از تولدت تا آن روبان مشکی ، چقدر خدا را دیدی ؟! خدا را 7 بار دور زدی یا زیر باران کنارش قدم زدی؟ خدا همین جاست، نه فقط در عربستان! خدا زبان مادری تو را می فهمد، نه فقط عربی را ! خــــدایـــــا دوسـتـــت دارم...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کاش بچه بودم وبزرگترین مشغله فکریم این بود که تایر اسباب بازیم کج شده اگر بابا بفهمد دعوایم میکند وبهترین دلخوشیم بازی با دختر همسایه بود که وقتی انعکاس نور در موهایش میافتاد چقدر زیبا میشد
فی امان الله
13 سال و 10 ماه و 22 ساعت و 40 دقيقه قبلشب بخیر
13 سال و 10 ماه و 22 ساعت و 38 دقيقه قبلشبت زیبا
13 سال و 10 ماه و 22 ساعت و 37 دقيقه قبلبه سلامت
13 سال و 10 ماه و 22 ساعت و 37 دقيقه قبل