فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت؛
فقر اینه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه؛
فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب خانواده ات بهتر باشه؛
فقر اینه که ماجرای عروس فخری خانوم و زن صیغه ای پسر وسطیش رو از حفظ باشی اما تاریخ کشور خودت رو ندونی؛
فقر اینه که وقتی کسی ازت میپرسه در ۳ ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته باشی؛
فقر اینه که توی خیابون آشغال بریزی و از تمیزی خیابونهای اروپا تعریف کنی؛
فقر اینه که ماشین ۴۰ میلیون تومانی سوار بشی و قوانین رانندگی رو رعایت نکنی؛
فقر اینه که دم از دموکراسی بزنی ولی ، تو خونه بچه ات جرات نکنه از ترست بهت بگه که بر حسب اتفاق قاب عکس مورد علاقه ات رو شکسته؛
فقر اینه که ورزش نکنی و به جاش برای تناسب اندام از غذا نخوردن و جراحی زیبایی و دارو کمک بگیری؛
فقر اینه که در اوقات فراغتت به جای سوزاندن چربی های بدنت بنزین بسوزانی؛
فقر اینه که با کامپیوتر کاری جز ایمیل چک کردن و چت کردن و موزیک گوش دادن نداشته باشی؛
فقر اینه که کتابخانه خونه ات کوچکتر از یخچالت باشه؛
وقتی یه دختر به خاطر یه پسر اشک میریزه يعني واقعن عاشقشه اما .... وقتی یه پسر به خاطر یه دختر اشک بریزه ؛ یعنی هیچ وقت دیگه نمیتونه دختر دیگه ای رو مثل اون دوست داشته باشه ..
تورا دختر خانوم مینامند مضمونی که جذابیتش نفسگیر است…
دنیای دخترانه تو نه با شمع و عروسک معنا پیدا میکند و نه با اشک و افسون.
اما تمام اینها را هم در برمیگیرد…
تو نه ضعیفی و نه ناتوان، چرا که خداوند تو را بدون خشونت و زورِ بازو میپسندد.
اشک ریختن قدرت تو نیست، قدرت روح توست .
اشک نمیریزی تا توجهی را به خواستهات جلب کنی با اشک روحت را میشویی.
خانه بی تو سرد و ساکت است چرا که شور و هیجان زندگی با صدای بلند حرف زدن، و موسیقی گوش دادن، نیست.
زندگی ترنم لالاییِ آرامش بخشی را میطلبد که خدا در جادوی صدای تو نهفته است.
تو تنها با ازدواج کردن و مادر شدن نیست که معنا میگیری تو به تنهایی معنا داری، معنای عمیقی در واژه دختر بودن است.
اگر فرهنگ غلط و کوتاه نظری تو را ضعیفه بخواند باز هم قویتر از قبل از پشت همین واژه سربلند میکنی و لبخند میزنی…
چرا که خداوند تو را دختر آفریده است و همین برای تو کا[!]ت
معلوم هست کجايي
خيلي وقت است تو را گم کرده ايم
ديروز داشتي مردانه در ميدان ميجنگيدي و از ناموست دفاع میکردی. . .
دیروز در برابر کل جهان با لباسی خاکی و موهای پراز گرد و نشسته ایستاده بودی و فریاد مردانگیت تا آن
سوی دنیا ، در رسانه های دشمن ، غرور می آفرید..........
اما................
امروز داري توي آرايشگاه ها ابرو بر ميداري ، مو رنگ ميکني ، دماغت را سر بالا ميکني . . .
ای پسر سرزمين من . . .
دختران سرزمين من نياز به مردي دارند که محکم باشد ، قوي باشد در سختي ها ، در دشواري ها همراه و هميارشان باشد انقدر قوي باشد که همه دنيا در برابرش کم بياورد . . .
آنقدر قوی باشد که بگوید من به مرد زندگیم تکیه می کنم
اي پسر سرزمينمن.............
کمي اهسته برو . . .
به کجا چنين شتابان
مرسی ستاره جان
13 سال و 10 ماه و 8 روز و 8 ساعت و 50 دقيقه قبل