فرياد بی صدا
می دونست دلم اسیره ولی رفت / می دونست گریه ام می گیره ولی رفت //// می دونست تنهایی سخته ، می دونست / می تونست باهام بمونه ، نتونست //// می دونست دلم شکسته ولی رفت / غم اون تو دل نشسته ولی رفت
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دنیا اینجوریه دیگه اگه گریه کنی میگن کم داره ، اگر بخندی میگن دیونس ، اگر دل ببندی تنهات میزارن ، اگر عاشق بشی دلتو میشکنن با این حال باید لحظه هایی را گریست ، دمی را خندید ، ساعاتی را دل بست و عمری را عاشقانه زیست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کودکی که گناه خویش را بدون پرسش ما به گردن می گیرد در حال گذراندن نخستین گام های قهرمانی است . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
شيشه دل را شکستن احتياجش سنگ نيست اين دل با نگاهي سرد پر پر مي شود عشق صدايي که تا ابديت جاريست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من همون تک درخت خشکیده توی کویر داغ تنهایی ام که همه بردنم ازیاد گاهی گم کرده راهی از کنارم میگذشت تکیه بر ساقه خشکیده ام می دادو با خنجری در دستانش ساقه ام را نوازش میکرد ولی چه زود از من خسته میشدو می رمید اه گرمای کویر تنهایی ریشه ام را خشکانده شاید رهگذر دیگری در شب ساقه ام را به آتش زند ولی اگر سوزاندن ساقه ام خاطر تنهای او را پر کند پس به او می گویم بسوزانم چرا که زخم خنجر دیرینه بر ساقه دارم خشکیده ام تنها و بی پناهم بسوزان و جودم را خاکستر کن ....... بسوزان که بدادم رسیده ای سوختم سوختم ای قوم رهایم نکنید سر به صحرا زدم از ننگ سر عاقل خویش