@♥ღ سکوت زندگی♥ღ چرا می گویند پیراهن و نمی گویند ” جوان آهن ” ؟ چرا می گویند اتوبوس و نمی گویند اتوماچ یا جاروبوس ؟ چرا می گویند خداحافظ و نمی گویند خداسعدی ؟ چرا می گویند اتومبیل و نمی گویند اتومکُلنگ ؟ چرا می گویند ماشین و نمی گویند شماشین ؟ چرا به طراح چنین سوالاتی می گویند دیوانه و نمی گویند غول آنه ؟ هااااااان ؟ آخه چرا ؟؟؟ . .
@نــازی SG یارو نشسته بود داشت تلویزیون میدید که یهو مرگ اومد پیشش ! مرگ گفت : الان نوبت توئه که ببرمت ! مرده یه کم آشفته شد و گفت : داداش اگه راه داره بیخیال ما بشو بذار واسه بعدا مرگ : نه اصلا راه نداره ! همه چی طبق برنامست ! طبق لیست من الان نوبت توئه مرده گفت : حداقل بذار یه شربت بیارم خستگیت در بره بعد جونمو بگیر . . . مرگ قبول کرد و مرده رفت شربت بیاره ! توی شربت ۲ تا قرص خواب خیلی قوی ریخت ! مرگ وقتی شربته رو خورد به خواب عمیقی فرو رفت . . . مرده وقتی مرگ خواب بود لیستو برداشت اسمشو پاک کرد، نوشت آخر لیست و منتظر شد تا مرگ بیدار شه . . . مرگ وقتی بیدار شد گفت : دمت گرم داداش حسابی حال دادی خستگیم در رفت، به خاطر این محبتت منم بیخیال تو میشم و میرم از آخر شروع به جون گرفتن می کنم