❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . آسمان ، چشم آبی خداست ، نگران همیشۀ من و تو . . . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . خودرا ارزان نفروشیم ، درفروشگاه بزرگ هستی روی قلب انسان نوشته اند ... قیمت = خدا ! . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . کجا روم که چاره ساز ای خدا ... تویی نیاز هر چه بی نیاز ای خدا تویی . . . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . خدایا آن قدر برپای طلب،تاول نامرادی نشسته است که جز تو محبوبی را سراغ نگیریم و آن قدر بر قلب عاطفه ، خنجر جفا خورده است که سر به دامان دیگری نسپاریم . . . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . خدایا مارو ببخش که در کار خیر یا “جار” زدیم یا “جا” زدیم . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
.
.
.
خدایا ، راهی نمیبینم ، آینده پنهان است
اما مهم نیست
همین کا[!]ت که تو راه رامیبینی و من تو را . . .
.
.
.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
.
.
.
آنهایی که به بیداری خداوند اعتماد دارند ، راحت تر می خوابند . . .
.
.
.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دلتنگ بودم و خسته ..
آمدم تا ماه نگاهت را از پشت پنجره بچینم...
اما پاییز حرفهایت به هوای شعرم خورد !
و رعد یادت در واژه هایم پیچید،
تمام خاطرات کز کرده از تو خیس شدند...!!
چه بگویم وقتی دیوانه وار سمت گل هایی از تو آب میدهم،
در حرکتم وآخرش نمیدام..
به کدام نا کجا آباد می رسم؟
تازه لهجه شعرم بهاری شده بود که تو آمدی...
ونگذاشتی لا به لای برگها شکوفه کنم،
حالا از بهار نشانی نیست!!!
تنها یک برگ: که مرا میبرد تا رویایی که تابه حال ندیده ام،
و اینکه به او که هیچوقت فکرش را هم نمی کردم،
چقدر فکر کردم ،
و هنوزم دلتنگم.!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
از تـ ُ چـهـ پنهــانـ گــاهۓ برایـم آنقـدر خواستنـۓ مۓ شوۓ کـ شـروع مۓ کنم بـ شمــارش تکـ تکـ ثانیـهـ براۓ یکـ بار دیگـر رسیـدن بـ بوۓ تنتــ ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
از خواب پریدم چشام پر اشک بود بلند شدم و یه راست رفتم سمت کمد تنها یادگاری از تو عطرت بود که روی پیرهنم جا مونده بود سر کشیدم بوی نبودنت رو ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آخر قصه ی ما را همان اول لو دادند همان جایی که گفتند: یکی بود و یکی نبود .