❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
رفتم پیش مامان بزرگم میگم خسته نباشى ننه دارى بافتنى میبافى؟
میگه پَــ نَ پَـــ دارم سبزه گره میزنم بختم باز شه یکى بیاد بگیرتم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تو می خندی و می روی و من به یاد درد خنده هایت چه خنده دار درد می کشم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تنها گرگها نیستند که لباس میش می پوشند گاهی پرستوها هم لباس مرغ عشق برتن می کنند.. عاشق که شدی کوچ میکنند..
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کاش خبر از دل تنگم داشتی / کاش خبر از غصه و آهم داشتی / این دل شده مبتلا به تو ای دوست / کاش مرهمی برای دردش داشتی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تاریکی در زندگی ماندگار و ابدی نیست ، برسان روشنایی .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
شب اول قبر ازغضنفر میپرسن “خدای تو کیست؟” میگه اجازه بدین از فرصت مقایسه استفاده کنم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بچه:مامان اون آقاروببین کچله!!!! مامان: هیس…میفهمه بچه: اه…مگه تا حالا نفهمیده
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
غضنفر داشته رو خودش یخ میریخته. میگن چرا این کار رو میکنی؟ میگه میخوام سرما بخورم. میگن چرا؟! میگه: آخه یه آمپول پنی سیلین دارم، تاریخ مصرفش داره میگذره
خیلی با حال بود
15 سال و 22 روز و 15 ساعت و 44 دقيقه قبل