❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دلم برای شنیدن یه سری از جمله ها تنگ شده... جمله های تکراری کلیشه ایی! که گوشام به شنیدنشون عادت نکرده! جمله هایی که رنگ و بوی ناب حقیقت بده! جمله هایی که وقتی چشماتو رو هم میذاری و میشنویشون با ذره ذره ی وجودت حسشون کنی....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
رویای با تو بودن را نمی توان نوشت نمی توان گفت و حتی نمیتوان سرود با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی تنهایی و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در نداشتند و...و من همچون غربت زده ای در اغوش بی کران دریای بی کسی به انتظار ساحل نگاهت می نشینم و می مانم تا ابد وتا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشوید بانوی دریای من دنبال تو میگردم...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نیازهای کاغذی... نیازهایم را درون قایقی کاغذی گذاشتم و به دریای سکوت سپردم. وقتی برآورده نمی شوند همان بهتر به دست سکوت بسپارمشان. جایشان امن تر خواهد بود، به یقین!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
برای تو ... برای چشمهایت ! برای من ... برای دردهایم ! برای ما ... برای این همه تنهایی ... ای کاش خــــــــــــدا کاری بکند !!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
حــُــــرمت نان از قلب بیشـــــتر است ... آنرا می بوســــــند، این را میشـــــکنند...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
میخواهم زندگی را از نو بنویسم تو سرآغاز پایانی ام باشی با تو معنا شوم زندگی بدون تو چه بود؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آنقدر زمین خورده ام که بدانم برای برخاستن نه دستی از برون که همتی از درون لازم است ... حالا اما نمی خواهم برخیزم می خواهم اندکی بیاسایم فردا برمی خیزم وقتی که فهمیده باشم چرا زمین خورده ام ...