❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
درا ضطراب نگاهت مباد وهم فراق....
که من برای تو هستم ٬ تو هم برای منی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به روياهاي خويش دل سپاريد زيرا راه جاودانگي از آنها مي گذرد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
«تنها بودن» با« تنهایی» متفاوت است.تنها بودن حالتی مثبت و تجربه ای با شکوه از حالت طبیعت است،در تنها بودن هوشیار می گردی که مطلقاٌ تنهایی به حضور دیگری نیاز نداری و غنی و سرشار هستی،در تنها بودن خودت را کشف می کنی و یافتن خویش یعنی یافتن خدا زیرا خدا تنهاست.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
فقط وقتی که تنهایم نیازمند می شوم،تنهایی مرا فقیر ساخته و بی دولت،تنهایی من غربت نیست تنهایی من تنهاست که مرا تنها نمی گذارد.من تنها یه چیز می خواهم و آن یه چیز را هم در مواقع تنهایی از درون خود حس می کنم من تنهایم همانطور که جهان تنهاست و عشق تنها نیاز من در اوج تنهاییست.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در تنها بودن است که عشق متولد میشود تنها بودن بارانی است که گل عشق را می رویاند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من شکوفايی گلهای اميدم را در روياها می بينم؛
و ندایی که به من می گوید:
گرچه شب تاریک است
دل قوی دار؛
سحر نزدیک است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دود مي خيزد ز خلوتگاه من. كس خبر كي يابد از ويرانه ام؟ با درون سوخته دارم سخن. كي به پايان مي رسد افسانه ام؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ازگل پرسيدم محبت چيست گفت : ازمن زيباتراست . ازافتاب پرسيدم محبت چيست گفت: ازمن سوزانتراست. ازشمع پرسيدم محبت چيست گفت:ازمن عاشقتراست. از خود محبت پرسيدم محبت چیست گفت: تنهايک نگاه است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عشق از دوستی پرسید : تفاوت من وتو در چیه ؟ دوستی گفت : من دیگران را باسلامی آشنا می کنم و تو با نگاهی . من آنها را با دروغ جدا می کنم و تو با مرگ
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عشق از دوستی پرسید : تفاوت من وتو در چیه ؟ دوستی گفت : من دیگران را باسلامی آشنا می کنم و تو با نگاهی . من آنها را با دروغ جدا می کنم و تو با مرگ
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
شب از نیمه گذشت خواب به سراغم نمی آید .
یاد تو را در این نیمه شب در پشت پنجره چشمانم
در پس اشک بی پایانم میجویم.
شب با من همراه است
با حضور ابر
نمی دانم ستاره را چگونه می توان دید
با این حال آواز باران
نوید با تو بودن را می دهد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خداوندا تو خود داني كه انسان بودن وماندن در اين دنيا چه دشوار است، چه رنجي مي كشد آن كس كه انسان است و ازاحساس سرشار است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مرگ روي زمين پايان كار پسر خاك است اما براي كسي كه جاودانه است جز آغاز بردي بي گمان نيست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
پشت شیشه برف می بارد درسکوت سینه ام دستی دانه های اندوه میکارد چون نهالی سست می لرزد روحم از سرمای تنهایی می خزد درظلمت قلبم وحشت دنیای تنهایی دیگرم گرمی نمی بخشی عشق ای خورشید یخ بسته سینه ام صحرای نومیدیست خسته ام از عشق هم خسته ......!!!!!!!!!!