❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بیا تا برایت بگویم چه می کشد آنکه غریب است در ازدحام آشنا ......... در ازدحام بي کسي فرياد زنم خدايا جانم بر لب آمد از اينهمه ملامت اما................................ سکوت من دوباره در ازدحام بي کسي باشد حديث ديگري
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
روزي به زندگي گفتم: كاش مي شد سخن مرگ را بشنوم زندگي آوايش را بلندتر كرد و گفت: اينك سخنش را مي شنوي
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اين روزا گاهي دلم براي خودمم تنگ ميشه واسه خودمي كه هميشه هر موقع كه بايد نه ميگفتم خفه شدم و گفتم عيبي نداره ساكت باش هيچي نگو اخه چرا؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در عشق دودلي و ترديد نيست ! بي ترديد بايد هيچ شد ! عشق موندنه نه رفتن ! بايد بومي اين شهر باشي تا غربت نگيردت ! بايد اهل اين ديار بود. يكبار كه رفتي ديگه رفتي برگشتن بي فايدس ! ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عشق دو روح است در یک بدن دو قلب است در یک ضربان چیزی را که تو دیوانگی میدانی من عشق میخوانمش عشق فرشته است در قفس هوس عشق مانند ساعت شنی است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در بیکران زندگی دو چیز افسون می کند آبی آسمان که می بینم و می دانم که نیست وبیکران عشق که نمی بینم و میدانم که هست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
طلوع تازه ای در باورم بود هوای دیدن تو در سرم بود غروبی سرد در من پنجه انداخت رفیق سوگ من چشم ترم بود
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اين بود خلاصه دوست داشتن های من
مسابقه ای بی غل و غش
برای رسیدن به آنچه که آنها داشتند
و آنچه که شايد من داشتم
اما با دلتنگی ها چه باید کرد.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بسيار كمتر از آنچه مي دانيم مي انديشيم،بسيار كمتر از آنچه دوست مي داريم مي دانيم ،بسيار كمتراز انچه بايد دوست داشته باشيم دوست مي داريم ودر نهايت بسيار كمتر از آنيم كه هستيم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
درون کوچهً قلبم، چه غمگینانه می پیچد صدای تو که می گفتی ، به جز تودل نمی بندم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سبد خاطره از خاطره ات لبريز است ودلم تيررس سختترين پاييز است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من کدامين خدا را دوست دارم؟ خداي من کيست؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
وقتي كه قلب ملتها چون آتشفشان باشد گلهاي صلح نخواهد روييد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگر تو باز نگردی اميد امدنت را به گور خواهم برد و کس نمی داند گه در فراق تو ديگر چگونه خواهم زيست چگونه خواهم مرد