❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
زندگي چيزي نيست که لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
حالا که گرم نفسهام حالا که خالیه دستام حالا که بی کس و تنهام حالا که گریونه چشمام تو بیا کنار من باش از همه دنیا جدا باش همیشه به یاد من باش نذار از نفس بیافتم همدمه تنهایام باش صدای گریه ی من باش قافیه ی ترانه هام باش
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
فدای مهربونیات چه می کنی با سرنوشت
دلم برات تنگ شده یود این نامه رو واست نوشت
فدای تو نمی دونی بی تو چه دردی می کشم
حقیقت و واست بگم به آخر خط رسیدم
گفتم برات نامه بدم نگی عجب چه بی وفاست
با این که من خوب می دونم جواب نامه با خداست
می گم شبا ستاره ها تا می تونن دعات کنن
نور شونو بدرقه پاکی خنده هات کنن
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آري ، يکي را دوست ميدارم ، آن را احساس کردم در قلبم او همان ستاره درخشان آسمان شبهاي دلتنگي و تيره و تار من است او همان خورشيد درخشان آسمان روزهاي زندگي من است يکي را دوست ميدارم آري ، او همان مهتاب روشن بخش شبهاي من است قلبم او را دوست ميدارد و من هم تسليم احساست پاک قلبم ميباشم يکي را دوست ميدارم ، همان فرشته اي که در نيمه شب عشق به خوابم آمد و مرا با خود به دشت دوستي ها برد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عيب رندان مکن ای زاهد پاکيزه سرشت که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت من اگر نيکم و گر بد تو برو خود را باش هرکسی ان درود عاقبت کار که کشت
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
واسه گلی خاک گلدون شو که اگه یه روز به خورشید هم رسید یا دش باشه چطور رسیده
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آنگاه که می نگری مرا ، در دو چشم خسته ات ای عروسک دلتنگ ، تصویر چشمانِ من ، گریه را فریاد می زند! آه ..، غمگین مباش! من به یادِ دردِ تو نیز خواهم گریست ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است بنويسيد كه يك مرغ مهاجر بوده است بنويسيد زمين كوچه ي سرگردانيست او در اين معبر پرحادثه عابر بوده است صفت شاعر اگر همدلي و همدرديست در رثايم بنويسد كه شاعر بوده است. بنويسيد اگر شعري ازاومانده بجاي مردي از طايفه ي شعر معاصر بوده است مدح گويي و ثنا خواني اگر دين داريست بنويسيد در اين مرحله كافر بوده است غزل هجرت من را همه جا بنويسيد روي قبرم بنويسيدمهاجر بوده است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ياد گرفتم که عشق با تمام عظمتش 3-2 ماه بيشتر زنده نيست ياد گرفتم که عشق يعني فاصله و فاصله يعني 2 خط موازي که هيچگاه به هم نمي رسند ياد گرفتم در عشق هيچکس به اندازه خودت وفادار نيست و ياد گرفتم هر چه عاشق تري ، تنهاتري
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چشمهايي خيس و باراني بازي گنجشكها توي ايواني سهم من از زندگي شايد گریه پنهانی عشق است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در ذهن اقاقيها بيصدا مردن ميان همصدايي ها كهنه تصوير شكيبايي است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هر چی آرزوی خوبه مال تو هر چی خاطره داری مال من.....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آهاي اينجا يك نفر شبهاي ِ سرد زمستان، لابه لاي كارتون يخچال ِ سايد باي سايد شما خوابيده است!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آغاز يعني پايان پايان آنچه بود،آنچه گذشت هر چه بود، نيك وبد،سپيدوسياه وپايان يعني آغاز آغازي براي بودن نو هستن وبودن،برساحل هستي شدن،بودن،ماندن
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عاشقت خواهم ماند بي آن که بداني دوستت خواهم داشت بي آن که بگويم درد دل خواهم گفت بي هيچ گماني گوش خواهم داد بي هيچ سخني در آغوشت خواهم گريست بي آن که حس کني در تو ذوب خواهم شد بي هيچ حراراتي اين گونه شايد احساسم نميرد