❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
فریدون همیشه لباس مشکی می پوشیده. دوستاش میگن چرا همیشه مشکی می پوشی؟ میگه: آخه من ختم روزگارم!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
زندگی دفتری از خاطرهاست یك نفر در دل شب یك نفر در دل خاك یك نفر همدم خوشبختی هاست یك نفر همسفر سختی هاست چشم تا باز كنیم عمرمان می گذرد ما همه همسفریم پس بیایم باهم مهربونتر باشیم به چه مانند کنم حالت چشمان ترا ؟ به غزلهای نوازشگر حافظ در شب ؟ یا به الماس سیاهی که بشویندش در جام شراب ؟ به چه مانند کنم؟؟؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به غضنفر میگن: یه میوه خوشمزه، آبدار و شیرین نام ببر؟ میگه: خیار! بهش میگن: خیار کجاش آبدار و شیرینه؟ حیف نون میگه: با چایی شیرین بخور، نظرت عوض میشه!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در جایی یه انتخابات شد و کاندیدی پشت تریبون گفت: آقایون، چیزی که لازمه ی جامعه ی کنونی ماست رهایی از سوسیالیسم ، امپریالیسم، کمونیسم ، فاشیسم،رادیکالیسم و.... است. در این لحظه پیرمردی گفت : آقای کاندیدا لطفا یک فکری هم برای رماتیسم من بکنی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یه روز دونفر داشتن می رفتن، یه خارجیه می یاد با ماشینش از کنارشون رد می شه و میگه: گود مورنینگ. اولی در جواب می گه: مورنینگ گود. دومی ازش می پرسه: تو به اون یارو خارجیه چی گفتی؟ می گه: هیچی، اون گفت: سلام علیکم، منم گفتم: علیکم السلام
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
معلم می گه: با کیبورد جمله بساز. شاگرد: بازی آلمان و برزیل رو کی برد؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یه روز یکی عزرائیل رو می بینه، خودشو میزنه به مردن
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یه روز از یه احمق میپرسن:اگه همه دنیا رو بهت بدن، چیکار میکنی؟ میگه: میفروشم، میرم خارج
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تومراسم ختم بلندگو می گه: مرحوم وصیت کرده سیاه نپوشین. حیف نون داد میزنه: مرحوم غلط کرده! ما به احترامش می پوشیم!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به یارو گفتند: سلام. گفت:هان! گفتند: نگو هان، بگو علیک سلام. گفت: آهان!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بزرگترین گناه؟ شوهر نداشتن بزرگترین تفریح؟ شوهر سرکار گذاشتن بزرگترین کار؟ شوهر تربیت کردن بزرگترین شگفتی؟ شوهرعاقل دیدن بزرگترین آرزو؟ داشتن مردی به اسم شوهر
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دغدغههای پسر جوان : کار ندارم ، پول ندارم ، سربازی نرفتم ، ماشین و خونه ندارم ، و … دغدغههای دختر جوان : لاک ناخونم پاک شده ، مهری سرویس طلا خریده ، دختر خاله ام ماشین داره ، مامان غذای خوب نمیپزه ، عروسکمو هنوز نخوابوندم!