❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چه این خبر راست باشد و چه نباشد تو را برای باقیمانده عمرم دیوانه خواهم ماند قرار است تو به ملاقات بیایی و اگر این راست باشد ، زخمهای من مرهم خواهد شد، با مهربانی نگاهت و نا تمامی من با تو تمام ..... و من دوباره و دوباره عاشق خواهم شد عاشق تو ای آخرین چوب کبریت در دستها ترسیده ام در یخبندان زندگی ! ترسیده ام در یخبندان زندگی ! ترسیده ام در یخبندان زندگی ! ای آخرین چوب کبریت در دستها ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سکوت عاشق در برابر جفای معشوق ، فقط به خاطر حرمت عشق است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
همچون باران باش ، رنج جدا شدن از آسمان را در سبز کردن زندگی جبران کن .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عشق گناه نیست اما من در میان مردمانی زندگی می کنم که عشق را گناه و عاشق را گناهکار می دانند ، عشق را جرم و عاشق را مجرم می دانند ، عزیزم عاشق نشو چون مجازات تو اعدام است .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
زندگی باید کرد ! گاه با یک گل سرخ ، گاه با یک دل تنگ ، گاه باید رویید در پس این باران ، گاه باید خندید بر غمی بی پایان ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مـَـرد شدن حـاصل ِ یـک لقـاح ِ اتفـاقی ست !
امــا مـَـرد بار آمــدن و زیستــن
حاصل ِ تلاش و غلبــه بر سختــی هــاست،
و مـَـردی جـاودانه شدن ...
حـاصل ِ یک عـُـمر نیــک نـــامی ست ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
وقتی سکوتت از رضایت نیست ، لطفا بگو ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در نبرد با ابلهان به سنگرآخر پناه برده ام ... خاموشی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گم می شود صدای قدمهای عشق حــوالی مــرداب هــوس به شکوه عشق قسم که نیلوفر ارزش چشمک زدن نــدارد خــائن ....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
پیامبر اکرم (ص): به حسن(ع) شکوه و جذبه و وقار و به حسین(ع) بخشندگی و رحمت خود را بخشیدم.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
زندگی را نفسی ارزش غم خورن نیست ، و دلم بس تنگ است ، بی خیالی سپر هر درد است ، باز هم می خندم ، آنقدر می خندم که غم از رو برود .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
او دوستی است که در همه پیشامد ها و حوادث ناگوار امید شفاعتش می رود.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
- جرج جرداق گوید: پس از ضربت خوردن علی علیه السلام طوفان هیجان و شورش از در و دیوار عالم میوزید و همه خواهان انتقام بودند مگر چهره گشاده پسر ابیطالب که آثاری از انتقام در آن دیده نمیشد و اشاره به حبس هم نداشت، زیرا همه عیادت کنندگان در خانه امام ایستاده و دردمند و گریه کنان از خدا میخواستند که به امیرمؤمنان رحم آورد و او را شفا بخشد تا درد مردم آرام گیرد، و همگی بر ابن ملجم یورش برده و او را دستگیر کرده بودند، اما هنگامی که او را خدمت امام آوردند، امام فرمود: غذای خوب به او دهید و بستر نرم برایش بگسترید.