❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گاهی حس آخرین بیسکوئیت ساقه طلایی رو دارم ، تنها ، شکسته !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
واژه را.... به تازیانه میگیرم!! اگر... درذهنم... جز یاد توجاری شود!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . روز مرگم هرگه شیون کند از دوروبرم دور کنید . همه را مست و خراب از می انگور کنید . مزد غسال مرا سیر شرابش بدهید . مست مست از همه جا حال خرابش بدهید . بر مزارم نگذارید بیاید واعظ . پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ . جای تلقین به بالای سرم دف بزنید . شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید . روز مرگم وسط سینه من چاک زنید . اندرون دل من یک قلمه تاک زنید . روی قبرم بنویسید وفادار برفت . آن جگر سوخته خسته از این دار برفت
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سیــــــــــر شدم … بسکه سرد و گرم روزگار را چشیدم ! . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چه دوستم داشته باشی و چه ازمن متنفر باشی در هر صورت بهم لطف میکنی چون اگه دوستم داشته باشی تو قلبت هستم و اگه ازم متنفر باشی تو ذهنتم (شکسپیر)