بیا تمامش کنیم ...
همه چیز را ...
که نه من سد راه تو باشم و نه تو مجبور شوی به ماندن .
نگران نباش .
قول می دهم کسی جای تو را نمی گیرد .
اما فراموشم کن .
بیخیال من ...
بیخیال همه خاطره های ریز و درشتی که جا گذاشتی ،
بیخیال دفترهایی که یکی بعد از دیگری پر می شدند از نامه هایی که تو هرگز نخوندی ...
بیخیال دلی که شکست ،
بیخیال ،
بخند ...
تو که مقصر نبودی.
من این بازی را شروع کردم .
خودم هم تمامش می کنم ...
می دانی ؟
گاهی نرسیدن زیباترین پایان یک عاشقانه است
.
بیا به هم نرسیم .
دلتنگى نام دیگر مرگ است وقتى دور از هم اشک میریزیم ؛ طناب بلند فاصله دور گردن هر دویمان میپیچد و نگاهمان به دورترین افق مى افتد ، آنگاه فاصله ارتفاعى ست که زیر پایمان خالى میشود …