❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مثل بارون گریه کردم تو به دادم نرسیدی ... هر چی التماس میکردم توفقط اشکامو دیدی ... نقشه های زندونی از غم کشیدی .... توشب سردم رفتیو تو اسمونا دارم دنبالت میگردم .............. من توی اینه ی چشمات بازیه عشقمو باختم ... به جای ساحله قلبت روی موجا خونه ساختم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دستهایت را به من می دهی ؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
الان بابام از بیرون آمده ... دیگه مجبورم گوشیم را آف کنم ....
کاش می توانستم راحت تر حرف بزنم .
13 سال و 3 روز و 14 ساعت و 2 دقيقه قبلکــاش کــســی بــود..!
چــیــزی بــگــویـــم کـه درک کـنـد حـال الانم رو!
میان این آدم های سر گشته و پر از درد این اتاق مجازی!
فقط دلم میخواست بگویم ...
" کـــاش کــسـی بـــود...! "