❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
امشب یهو دلــــــــــــم کودتا کرد... تو رو می خواســـــــــــت.. . . . . . . . ســَـرَم رو کردم زیر ِ بالشت آروم به دلـــــــــــم گفتم خــــــــــفه شو.... دوره دموکراسی گذشته.... می زنم لهـــــــــت میکنم!!!!!!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گل سرخی به او دادم . گل زردی به من داد...!!! برای یك لحظه ی ناتمام قلبم از طپش افتاد ... !!! با تعجب پرسیدم : مگر از من متنفری ... ؟؟؟ گفت : نه ؛ باور كن ... نه !!! ولی چون تورا واقعا دوست دارم نمی خواهم پس از آنكه از لبانم كام گرفتی برای پیدا كردن گل زرد ؛ زحمتی به خود هموار كنی ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هیچ وقت نگو رسیدم ته خط.... "اگر هم احساس کردی رسیدی ته خط".... یادت بیار که معلم کلاس اولت گفت:نقطه سر خط.....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کدامین چشمه اب سمی شده است که اب از اب می ترسد و حتی ذهن ماهیگیر از قلاب می ترسد گرفته دامن شب را سکوتی انچنان مبهم که مژه از چشم و چشم از پلک و پلک از خواب میترسد.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دیگر ناراحت نیستم ، دلم تنگ نیست ، تنها نیستم ... [کسی چه میداند ] شاید دعاهام مستجاب شده ؛ و راضی به رضای خدا شده ام ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در سـن هـشـتـاد و سـه سـالگی از " فـرانک لـویـد رایـت" مـعـمـار بـزرگ و نـامـدار پـرسـیـدنـد : از مـیـان کـارهـای بـزرگـی که انـجـام داده ایـد ؛ کـدام را بـیـشـتـر می پـسـنـدیـد ؟ کـه او پـاسـخ می دهـد : کـار بـعـدی را ....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مَـن فـَـرامــوش نَـکـــرده ام … مَــن از نَـهــایــتِـــــ درد بـه بـــی حـسـّــی رسـیـــده ام . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یادش بخیر کودکی! قهر میکردیم تا قیامت ...... و لحظه ای بعد قیامت می شد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . سکه ها همیشه صدا دارند اما اسکناس ها بی صدا پس هنگامی که ارزش و مقام شما بالا میرود بیشتر آرام و بی صدا باشید . . . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . کتاب آغوشت ... سوره ی لب هایت ... آیه ی بوسه هایت .... آنچنان پای بندم به این کیش ... که هزار شیطان نمی توانند ... لحظه ای ... ذره ای ... ایمانم را سست کنند . . . . . .