❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کنجشک به خدا گفت :لانه ی کوچکی داشتم آرامگاه خستگیم ، سر پناه بی کسیم بود ، طوفان تو آن را ازمن گرفت کجای دنیای تو را گرفته بودم ؟ خدا گفت ماری در راه لانه ات بود تو در خواب بودی باد را گفتم لانه ات را واژگون کند. آنگاه تو از کمین مار پر گشودی !! چه بسیار بلا ها که از تو به واسطه ی محبتم دور کردم و تو ندانسته به اعتراض بر خواستی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چه خوب بود همه ادم ها میفهمیدند ٬ قبل از اینکه فسیل شوند به هم محبت کنند . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گفتم ای جنگل پیر ، تازگیها چه خبر؟
پوزخندی زد و گفت : هیچ ، کابوس تبر
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
واقعی بودیم باورمان نکردند مجازی شدیم ف ی لترمان کردند و چه دنیایی ساختهاند برای ما نسل سوخته . . .!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خواهی چو خلیل کعبه آباد کنی ... وآنرا به نماز و طاعت آباد کنی ... روزی دو هزار بنده آزاد کنی .... به زان نبود که خاطری شاد کنی ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هر چه می توانید از اشتباهات دیگران چیزهای جدید بیاموزید، چرا که شما وقت کافی برای همه این تجربیات نخواهید داشت.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دنیا پر از تباهی است؛ نه به خاطر وجود آدم های بد؛ بلکه به خاطر سکوت آدم های خوب ...!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من نه ایوبم نه نوح... هر وقت غوره ها حلوا شدند، برای من هم، یک فاتحه بخوان...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مریم مقدس هم باشی این آدمها .... فاحشه ات میکنند با هرزه نگاهشان .....