❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
می نویسم باران ! می نویسم سرما ! می نویسم غم و اندوه و نفس ! می نویسم احساس ، تا بدانی دل من بی تو گلم میمیرد و بدان دل سرد است و کمی بارانی ، غم سراسر دل من پر کرده ، کاش اینجا بودی .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ما با نفس سلامت ای دوست خوشیم / از گرمی هر کلامت ای دوست خوشیم / هرچند که افتخار دیدارت نیست / با زنگ خوش پیامت ای دوست خوشیم .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مرا زمانی از دست دادی كه میان روزمرگی هایت گم شده بودی و تو فرصت آن را نداشتی كه دلتنگم باشی عجب از من!!! ... تمام دلمشغولی ام تو بودی... تمامی دقایقم با تو می گذشت اما حتی در لابه لای دفتر خاطراتت هم نبـــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــودم!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
صاحبانِ تاریخ، سازندگانِ آن اند، نه کسانی که آن را از اجدادشان به ارث می برند..
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
حــــــــــــوا... تو مگر سیب را پوست کندی خوردی؟ که دنیا اینگونه پوست ما را میکند!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خورشید هر روز دیرتر از پدرم بیدار میشود اما زودتر از او به خانه بر میگردد!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مزرعه را ملخ ها جویدند و ما برای کلاغ ها مترسک ساختیم و این بود شروع جهالت...