❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
حقیقت نه به رنگ است و نه بوی نه به های است و نه هوی نه به این است و نه اوی نه به جام است و سبوی. به تو سر بسته و در پرده بگویم تا کسی نشنود این راز گهربارِ جهان را انچه گفتند و سرودند, تو آنی خود تو جام جهانی تو ندانی تو ندانی که خود, آن نقطه ی عشقی تو خودت باغ بهشتی به تو سوگند به تو سوگند که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی تا بر در خانه ی متروکه ی هر کس ننشینی و به جز روشنیه پرتو خود هیچ نبینی و گل وصل نچینی نه که جزئی، نه چون اب در اندام سبویی خود اویی خود اویی. به خود آی!!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
باغبانی پیرم ، که به غیر از گلها از همه دلگیرم ... کوله ام غرق غم است، آدم خوب کم است ... عده ای بی خبرند، عده ای کور و کرند ... اندکی هم پکرند و میان رفقا، عده ای همچو شماها تاج سرند!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هستند کسانیکه روی شانه هایتان گریه می کنند و وقتی شما گریه می کنید دیگر وجود ندارند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
حضرت علی (ع) : در عجبم از مردمی که به دنبال دنیایی هستند که روز به روز از آن دورتر میشوند، و غافلند از آخرتی که روز به روز به آن نزدیکتر میشوند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سکوت می کنیم.... به یاد تمام "دوستت دارم" هایی که در گلو ماند ! سکوت می کنیم... به احترام تمام خاطراتی که درودیوار زندگی را آذین بسته اند ! سکوت می کنیم... برای لحظه ای بیشتر باهم بودنمان . . . . و سکوت انگار سخت ترین کار ِ دنیاست ! سکوت می کنیم ! آخ ! دیدی چه شد ؟ من با همین کلمات سکوتم را شکستم....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سکوت می کنیم.... به یاد تمام "دوستت دارم" هایی که در گلو ماند ! سکوت می کنیم... به احترام تمام خاطراتی که درودیوار زندگی را آذین بسته اند ! سکوت می کنیم... برای لحظه ای بیشتر باهم بودنمان . . . . و سکوت انگار سخت ترین کار ِ دنیاست ! سکوت می کنیم ! آخ ! دیدی چه شد ؟ من با همین کلمات سکوتم را شکستم....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در زلال شب شب هایم بارانی است روزهایم می گذرد من باران اشک می خواهم آنقدر باران می خواهم تا بتوانم تمام دلتنگی هایم را در آن زلال کنم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آنان که همه چیز دارند ، مگر تو را ... به سخره می گیرند آنانی را که هیچ ندارند ، مگر تو را . . . "رابیدرانات تاگور"
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آدمها با دلايلِ خاصِ خودشان به زندگي ما وارد ميشوند و با دلايلِ خاصِ خودشان از زندگيِ ما ميروند نه از آمدنها زياد خوشحال باش ، نه از رفتنها زياد غمگين تا هستند دوستشان داشته باش ... به هر دليلي که آمده اند ... به هر دليلي که هستند بودنشان را دوست داشته باش ... بي هيچ دليلي شادمانيهاي بي سبب ، همين دوست داشتنهايِ بي چون و چراست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اينروزها همه آدمها درد دارند درد پول, درد عشق, درد تنهائي ... اينروزها چقدر يادمان مي رود زندگي کنيم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هرگاه از کاري ترسيدي خود را به کام آن بينداز "امام علي عليه السلام"
چه رفیقان عزیزی که بدین راه دراز
13 سال و 7 ماه و 13 روز و 16 ساعت و 51 دقيقه قبلبر شکوه سفر آخرتم، افزودند
اشک در چشم، کبابی خوردند
قبل نوشیدن چای،
همه از خوبی من میگفتند
ذکر اوصاف مرا،
که خودم هیچ نمی دانستم.
نگران بودم من،
که برادر به غذا میل نداشت
دست بر سینه دم در استاد و غذا هیچ نخورد
راستی هم که برادر خوب است.
دست تان درد نکند،
ختم خوبی که به جا آوردید
اجرتان پیش خدا
عکس اعلامیه هم عالی بود،
کجی روبان هم،
ایده نابی بود
متن خوبی که حکایت می کرد
که من خوب عزیز
ناگهانی رفتم
و چه ناکام و نجیب
دعوت از اهل دلان،
که بیایند بدان مجلس سوگ
روح من شاد کنند و تسلی دل اهل حرم
ذکر چند نام در آن برگه پر سوز و گداز
که بدانند همه،
ما چه فامیل عظیمی داریم.
رخصتی داد حبیب،
که بیایم آنجا
آمدم مجلس ترحیم خودم،
همه را میدیدم
همه آنهایی،
که در ایام حیات،
نمی دیدمشان
همه آنهایی که نمی دانستم،
عشق من در دلشان ناپیداست.
واعظ از من می گفت،
حس کمیابی بود
از نجابت هایم،
وز همه خوبیهام
و به خانم ها گفت:
اندکی آهسته
تا که مجلس بشود سنگین تر
سینه اش صاف نمود
و به آواز بخواند:
" مرغ باغ ملکوتم نی ام از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم."
راستی این همه اقوام و رفیق
من خجل از همه شان
من که یک عمر گمان میکردم تنهایم و نمی دانستم
من به اندازه یک مجلس ختم،
دوستانی دارم!