❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
از بس که روشنفکر بود از خاموشی برق هراسی نداشت.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
- روی پل صراط پوست موز می اندازم.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
میزان انسانیت انسان این است که چقدر می خواهد و می تواند انسان را دوست بدارد.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خورشید و باران در کافه تریای " رنگین کمان " وعده ملاقات گذاشتند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
وقتی "دور هم" جمع نشدیم..."دور از هم" منها شدیم!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
از "تنفر"..."متنفرم"... .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
پس از قرن ها انسان به جای زمین، خود را مرکز عالم می داند ، توبه کن گالیله
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگر هفت عدد مقدسی نبود با هفت تیر خودکشی نمی کردم.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
وقتی ناامید شدی به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی ! وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاجه ! وقتی دلت خواست از غصه بشکنه به یاد بیار کسی رو که توی دلت یه کلبه ساخته ! .