❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چشم در اثر خستگی ، آب ریزش بینی پیدا کرد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
لغت نامه هاى دنیا را باید آتش زد ! جلوى واژه ى نبودن نوشته اند : “عدم حضور شخصى یا چیزى” ؛ همین ! چقدر نبودن تو را ساده فرض مى کنند ؟!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مرد ضعیف بود که زن شد ضعیفه !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بعضیا فقط روی کاغذ آدمهای خوبی هستن !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سرنوشتش به پول که رسید رنگ باخت. پول نگاهی به او کرد و گفت: برو کشکت را بساب.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آشنا هایم ; غریبه هایی هستند ، که تنها اسمشان را میدانم … . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مقصد … مال ِ شهر ِ قصّه ی ِ بچّه گی ها ست … دنیای ِ آدم بزرگ ها … فقط جادّه دارد …! .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
فواره خوب میداند چه خاکی به سرِ خود کند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من دست به دامان تو بودم ولی تو دست به سرم کردی.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یکی می گفت : چون از این بدتر هم هست ، بگو از این بهتر نمیشه !